X
تبلیغات
تک بیتی های ناب

تک بیتی های ناب
 
شهر من ماسال

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم دی 1392 توسط وحید باقری

کاش ذکری یادمان می داد در بابِ وصال     در مفاتیح الجنانش؛ شیخ عباس قمی


برچسب‌ها: وحید باقری, مفاتیح الجنان, شیخ عباس قمی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم دی 1392 توسط وحید باقری

یک نفر هست که گم کرده دلش را اینجا     به خودش پس بده بی زحمت اگر دست شما


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم دی 1392 توسط وحید باقری

هر غنچه که بشکفت دگر غنچه نگردد      الا دو لب یار که گه غنچه ، گهی  گل


برچسب‌ها: وحید باقری, غنچه, لب یار, غنچه گل
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم دی 1392 توسط وحید باقری

بوسه ای بر من بدهکاری ز وقت رفتنت    پس ادا کن قرض خود، این صبر طولانی بس است


برچسب‌ها: وحید باقری, بوسه, قرض, صبر طولانی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم دی 1392 توسط وحید باقری

عشق حراج می کنی ، قلب اجاره می دهی      نرخ خریدنت مرا خانه به دوش می کند


برچسب‌ها: وحید باقری, حراج عشق خانه به دوش
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم دی 1392 توسط وحید باقری
 

سبکِ نقاشیِ چشمانِ سیاهت سخت است      چند سالی ست دلِ فرشچیان می گیرد....


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم دی 1392 توسط وحید باقری


پيري وجواني پي‌هم چون شب و روزند     ما شب شد و روز آمد و بيدار نگشتيم


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم دی 1392 توسط وحید باقری

هرکجا محرم شدی چشم از خیانت باز دار      ای بسا محرم که با یک نقطه مجرم میشود


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم دی 1392 توسط وحید باقری

هیـچ میدانی چرا جــان را نثـــارت می کنـــم؟     تـا یقین گردد تو را می خواهم از جـان بیشتر


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم دی 1392 توسط وحید باقری

در آغـــازِ محبّت گـــر پشیمـــــانی بگـــو با من      که من هم دل ز مهرت بر کَنَم تا فرصتی دارم


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم دی 1392 توسط وحید باقری
یک نقطه بیش، فرقِ رحیم و رجیم نیست!       از نقطــه ای بتــرس که شیطـانی ات کنند


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم دی 1392 توسط وحید باقری


از ازل تا به ابد پرسشِ آدم این است            دست بر میوه ی حَـــوّا بزنم یا نزنم؟


نوشته شده در تاريخ یکشنبه شانزدهم تیر 1392 توسط وحید باقری



از حادثه ترسند همه کاخ نشینان           ما خانه به دوشان غم سیلاب نداریم


نوشته شده در تاريخ یکشنبه نهم تیر 1392 توسط وحید باقری

رفیق بی وفا را کمتر از دشمن نمیبینم          سرم قربان آن دشمن که بویی از وفا دارد


نوشته شده در تاريخ جمعه هفتم تیر 1392 توسط وحید باقری

       


           عاقبت زد بر زمین چون نقش پایم بی گناه   داشتم آنرا که عمری چون دعا بر روی دست


نوشته شده در تاريخ جمعه هفتم تیر 1392 توسط وحید باقری



سراغ یـار می پرسم به هر کــس میرسم امــا    به خود آهسته می گویم که یارب بی خبر باشد


نوشته شده در تاريخ جمعه هفتم تیر 1392 توسط وحید باقری

 

             اي دل اندر بند زلفش از پريشاني منال    مرغ زيرک چون به دام افتد تحمل بايدش


نوشته شده در تاريخ جمعه هفتم تیر 1392 توسط وحید باقری


      

            رود راهی شد به دریا كوه با اندوه گفت:      می روی اما بدان دریا زمن پایین تر است



نوشته شده در تاريخ جمعه هفتم تیر 1392 توسط وحید باقری


هر وقت از آشیانه ی خود یاد می کنم            نفرین به خانواده ی صیاد می کنم


نوشته شده در تاريخ جمعه هفتم تیر 1392 توسط وحید باقری

                


خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است        کارم از گریه گذشته است به آن میخندم



نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1392 توسط وحید باقری

جای پاه هموار میسازد همیشه راه را

مرگ را داغ عزیزان بر من آسان میکند
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1392 توسط وحید باقری

با همه تدبیر خویش ما سپر انداختیم

روی به دیوار صبر چشم به تقدیر او


نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم اردیبهشت 1392 توسط وحید باقری
  گرچه میدانم نمی آیی ولی هردم ز شوق     سوی در می آیم و هردم نگاهیی میکنم



برچسب‌ها: محمد رسول مرادخانی, محمدنازم, محمدعشقم, بهترین دوستم, محمدرسول مرادخانی و محمدخدابخشی

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم اردیبهشت 1392 توسط وحید باقری


گرت از دست براید دهنی شیرین کن     مردی آن نیست که مشتی بزنی بر دهنی


نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم اردیبهشت 1392 توسط وحید باقری



                   فردا که خلایق را دیوان جزا باشد     هرکس عملی دارد ما چشم به انعامی


نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم اردیبهشت 1392 توسط وحید باقری
غمگین مکن اگر نکنی شاد خاطری       گر مرهم دل نشوی نیشتر مباش
نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم اردیبهشت 1392 توسط وحید باقری
عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت    همه سهل است تحمل نکنم بار جدایی
نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم اردیبهشت 1392 توسط وحید باقری
طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی     صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست

نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم اردیبهشت 1392 توسط وحید باقری


شمع را باید ازین خانه به در بردن و کشتن      تا به همسایه نگوید که تو در خانه مایی


نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم اردیبهشت 1392 توسط وحید باقری
من که یکبار به وصل تو رسیدم همه عمر          کی توانم که شوم از تو به یکبار جدا
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
  • راهی
  • اصراف
  • نانو تک